last bar
هیونجین:میگه نمیدونی اینجا قراره مشخص کنن که الفاس کی بتا کی امگا و کسی حق بیرون رفتن بدون پارانتر نداره
دیدم خشکش زد و لرز خفیفی توی بدنش افتاد که یهو لینو با ی پسر دیگه ...اها همون سنجابش هان اومدن
هان:فیلیکس میدونی قراره جی شه؟؟؟
فیلیکس:خب تو که هیچی تو این.....چی بود اسمش حالا هرجی رو داری من چی؟؟؟
هان:خب......اونا ها به اون گندگی و اقایی ی روز که برای در رفتن جیزی نمیکنه
فیلیکس برگشت و به من نگاه کرد که لینو پرسید:ی سوال مگه شما دو تا الفا نیستین پس چرا نگرانین ؟
فیلیکس دستاش مشت شد و با صورتی که معلوم بود مجبوره گفت:اقای هوانگ میتونین کمکم کنین از این جهنم برم بیرون
هیون:البته چرا که نه ولی امیدوارم جبران کنین
لیکسی:حتما
که یهو ی مرد با نقاب بالای تالار ایستاد و گفت:لیدیز اند جنتل منز اینجا قراره اتفاقی بیوفته لطفا برید کنار اون میز دستتون رو روی لپ تاپ گزاشته و با توجه به امگا ،الفا ،یا بتا بودنتون ی نشان میگیرید الفا ها هیچ نشانی نمیگریدن ولی بتا ها ی دست بند قرمز باید بردارند و دور دستشون ببندن و امگا ها ی حلقه سیاه که نشون بده امگا هستن و بعد از این کار هر کس جفتی برای خودش انتخاب میکند ولی اگر جفتی نداشته باشید .....میمیرید و اینکه باید موقع خروج از این در یکدیگر را ببوسید
اون مرد رفت و میهمان ها به سمت میز راهی شدن ولی فیلیکس و اون پسره هان داشتن میلرزیدن که گفتم:ما هم بریم
تقریبا اخرین نفر ها ما بودیم هر کس یا دست خالی میرفت یا با دستبند پس تا حالا هیچ کس امگا در نیومده منو لینو هم دست خالی رفتیم چون ما الفا بودیم ولی وقتی اون پسره....اها هان دستشو گزاشت روی لپ تاپ نوشت امگا .....و مجبور شد ی حلقه سیاه برداره و بندازه لینو هن تعجب کرده بود هم خوشحال بود
منتظر فیلیکس بودم اون با تردید دستشو روی لپ تاپ گزاشت باورم نمیشد.....اونم امگا بود اونم حلقه رو انداخت و امد پیش ما خودمو بی خیال نشون دادم و گفتم:تموم شد؟
که فیلیکس گفت:اره
هان و لینو باهم خارج شدن و همدیگه رو بوسیدن
ولی وقتی ما میخواستیم خارج شیم فیلیکس عقب کشید و نتونستم ببوسمش اون مرد کنار در تفنگشو در اورد که بزنتش ولی من زود عمل کردم گلولم درست خورد توی میشونی اون مرد ....باور نمیشه به خاطر این مپر مافیا رو وارد ی جنگ کردم
به نظرتون چی میشه؟؟
لایککککک کنید ❤❤قربونتون مراقب خودتون باشیدددد💋❤❤❤❤🤗
دیدم خشکش زد و لرز خفیفی توی بدنش افتاد که یهو لینو با ی پسر دیگه ...اها همون سنجابش هان اومدن
هان:فیلیکس میدونی قراره جی شه؟؟؟
فیلیکس:خب تو که هیچی تو این.....چی بود اسمش حالا هرجی رو داری من چی؟؟؟
هان:خب......اونا ها به اون گندگی و اقایی ی روز که برای در رفتن جیزی نمیکنه
فیلیکس برگشت و به من نگاه کرد که لینو پرسید:ی سوال مگه شما دو تا الفا نیستین پس چرا نگرانین ؟
فیلیکس دستاش مشت شد و با صورتی که معلوم بود مجبوره گفت:اقای هوانگ میتونین کمکم کنین از این جهنم برم بیرون
هیون:البته چرا که نه ولی امیدوارم جبران کنین
لیکسی:حتما
که یهو ی مرد با نقاب بالای تالار ایستاد و گفت:لیدیز اند جنتل منز اینجا قراره اتفاقی بیوفته لطفا برید کنار اون میز دستتون رو روی لپ تاپ گزاشته و با توجه به امگا ،الفا ،یا بتا بودنتون ی نشان میگیرید الفا ها هیچ نشانی نمیگریدن ولی بتا ها ی دست بند قرمز باید بردارند و دور دستشون ببندن و امگا ها ی حلقه سیاه که نشون بده امگا هستن و بعد از این کار هر کس جفتی برای خودش انتخاب میکند ولی اگر جفتی نداشته باشید .....میمیرید و اینکه باید موقع خروج از این در یکدیگر را ببوسید
اون مرد رفت و میهمان ها به سمت میز راهی شدن ولی فیلیکس و اون پسره هان داشتن میلرزیدن که گفتم:ما هم بریم
تقریبا اخرین نفر ها ما بودیم هر کس یا دست خالی میرفت یا با دستبند پس تا حالا هیچ کس امگا در نیومده منو لینو هم دست خالی رفتیم چون ما الفا بودیم ولی وقتی اون پسره....اها هان دستشو گزاشت روی لپ تاپ نوشت امگا .....و مجبور شد ی حلقه سیاه برداره و بندازه لینو هن تعجب کرده بود هم خوشحال بود
منتظر فیلیکس بودم اون با تردید دستشو روی لپ تاپ گزاشت باورم نمیشد.....اونم امگا بود اونم حلقه رو انداخت و امد پیش ما خودمو بی خیال نشون دادم و گفتم:تموم شد؟
که فیلیکس گفت:اره
هان و لینو باهم خارج شدن و همدیگه رو بوسیدن
ولی وقتی ما میخواستیم خارج شیم فیلیکس عقب کشید و نتونستم ببوسمش اون مرد کنار در تفنگشو در اورد که بزنتش ولی من زود عمل کردم گلولم درست خورد توی میشونی اون مرد ....باور نمیشه به خاطر این مپر مافیا رو وارد ی جنگ کردم
به نظرتون چی میشه؟؟
لایککککک کنید ❤❤قربونتون مراقب خودتون باشیدددد💋❤❤❤❤🤗
- ۴.۷k
- ۱۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط